| بیاد آن روزها میگویم با تواین حرفها
مرا در آغوش بگیر بگو از آن روزها
که با هم آشنا گشتیم در کنار این دریا
چه شد آن روزها کـــجا رفت آن شبها
بــیــادت همه شـــــب در کناراین دریا
گریستم و نالــیــدم در این روز و شبها
ببار ای بـاران خـیــسم کن در این شبها
ببار ای بــاران در این شب بر این دریا
مگذار خشک شود همه آرزوهام از این دریا
که با آین آرزوها زنده ماندم در این شبها
کجایی ای همسفر زندگیم برگرد کنار این دریا
که حرفها دارم درشب بارانی کنار این دریا
بیادت باده عشق را نوشیدم در این شبها
که مست ِ مستم بیا پیشم در این شبها
میدانم که میخواهی برگردی دریکی از این شبها
برگرد که بوی آمدنت را حس کردم در یکی از این شبها
ببار باران ببارامشب براین دریا
که شاید روزی گذر کرد از کنار این دریا

|