|
گنجشک به خدا گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم سرپناه بی کسیم طوفان تو آن را از من گرفت . کجای دنیای تو را گرفته بودم ؟ ؟؟ خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کندآنگاه تو از کمین مار پر گشودی !! چه بسیار بلاها که از تو بواسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخاستی.
منبع:http://maheasmon.blogfa.com/
|