| 
بسه بسه بسه دیگه بسه دیگه
دلم از غصه شکسته نمیگم عشقه تو بسه
بسه دیگه از بهاری که گذشته اون که رفته برنگشته
صدام صدای موندنه لحظه ی از تو خوندنه این دله نا امیدم را به زندگی کشوندنه
خودت میخواستی که برات شعر و ترانه سر کنم از کوچه باغ آرزو به یاده تو گذر کنم
بیتو دلم میگیره پرنده ای اسیره اگه نیای سراغم بدون که خیلی دیره
خدا کنه خودم را کنار تو ببینم گلی که دوسش دارم به دسته تو بچینم

|